اقتصاد۲۴- نشانههای گسترش تقابل بین ایران و آمریکا روز به روز بیشتر میشود؛ از اتهام بیسابقه ۲۹ کشور علیه تهران درباره حادثه پایگاه هوایی فرفورد بریتانیا تا آمادهباش ارتش اسرائیل برای سناریوهای مختلف حمله و تشدید فشار اقتصادی واشنگتن. همزمان، تهران از ادامه مذاکرات غیرمستقیم و بررسی پیشنهاد آمریکا خبر میدهد و تنگه هرمز همچنان یکی از اصلیترین اهرمهای فشار در این رویارویی است.
خبر داغ دیروز بیانیه مشترک وزیران خارجه ۲۹ کشور، از جمله آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، کانادا و استرالیا، درباره حادثه پایگاه هوایی فرفورد بود. امضاکنندگان اعلام کردند ارزیابی بریتانیا درباره دست داشتن ایران در این حادثه را تأیید میکنند و آن را نشانهای از آمادگی سپاه پاسداران برای انجام حملات فرامرزی دانستند. آنان همچنین فعالیتهای منتسب به جمهوری اسلامی، از جمله حملات سایبری و عملیات ترکیبی، را محکوم کردند.
اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، نیز در مجلس عوام گفت: ارزیابیهای لندن نشان میدهد حادثه فرفورد در ایران هماهنگ شده و به احتمال بسیار زیاد تحت هدایت سپاه پاسداران بوده است. مقامهای بریتانیایی در روزهای اخیر از بازداشت چند نفر به ظن مشارکت در طرحریزی حملهای تروریستی علیه یک پایگاه هوایی مورد استفاده آمریکا خبر دادهاند. دولت بریتانیا همچنین روحالله بازقندی و شهرام علیرضا تمرزاده جکی را تحریم کرده است؛ افرادی که لندن آنان را به فعالیتهای اطلاعاتی مرتبط با سپاه و طرحهایی علیه اشخاص یا داراییها در بریتانیا و کشورهای دیگر متهم میکند.
از ادعاهای این ۲۹ کشور و ارزیابی امنیتی دولت بریتانیا تا اثبات قضایی مسئولیت افراد یا نهادهای مشخص ایرانی تفاوت بسیار دارد، اما این تفاوت مانع از اهمیت سیاسی این ماجرا نیست، زیرا همراهی آمریکا و متحدان اروپایی با موضع بریتانیا میتواند زمینه تحریمهای بیشتر، همکاری اطلاعاتی گستردهتر و محدودیتهای تازه علیه شبکههای مالی و امنیتی منتسب به ایران را فراهم کند. در عین حال، صدور این بیانیه به معنای تصمیم ۲۹ کشور برای ورود مستقیم به جنگ نیست؛ اما نشان میدهد که دامنه تقابل سیاسی و امنیتی تهران با غرب در حال گسترش است.
در تلآویو نیز نشانههایی از افزایش آمادگی نظامی دیده میشود. شبکه ۱۳ اسرائیل گزارش داده است که بنیامین نتانیاهو شامگاه یکشنبه با مقامهای ارشد امنیتی درباره ایران گفتوگو کرده و ارتش اسرائیل سه سناریو حمله مستقل به ایران، عملیات مشترک با آمریکا و واکنش به حمله احتمالی ایران در صورت اقدام نظامی واشنگتن را در دست بررسی دارد.
این گزارش به معنای تصمیم قطعی برای آغاز حمله نیست، اما آماده نگه داشتن چند گزینه نظامی بخشی از برنامهریزی معمول ارتشها در شرایط بحران است. با این حال، طرح سناریوی حمله مستقل نشان میدهد که تلآویو میخواهد در صورت تغییر شرایط، خود را صرفاً به تصمیم نهایی واشنگتن وابسته نکند.
عامل مهم دیگر، زمانبندی سیاسی آمریکاست. انتخابات میاندورهای کنگره در ۳ نوامبر برگزار میشود و ورود به یک جنگ طولانی، بهویژه در صورت افزایش قیمت انرژی یا وارد شدن تلفات به نیروهای آمریکایی، میتواند برای ترامپ هزینه سیاسی داشته باشد. این ملاحظات ممکن است کاخ سفید را به پرهیز از عملیات گسترده پیش از انتخابات سوق دهد، اما تضمینی برای جلوگیری از حمله نیست. یک تحول نظامی غیرمنتظره یا حملهای با تلفات سنگین میتواند محاسبات را تغییر دهد.
بنابراین، نه میتوان از گزارش آمادهباش اسرائیل نتیجه گرفت که حمله قریبالوقوع است و نه میتوان احتمال اقدام نظامی را منتفی دانست. خطر اصلی زمانی افزایش مییابد که آمادگی نظامی با شکست مذاکرات و وقوع یک حادثه تحریکآمیز همزمان شود.
در این میان، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط بحران است. نیروی دریایی سپاه روز دوشنبه اعلام کرد سومین ابرنفتکش طی دو روز گذشته در این تنگه هدف قرار گرفته است. طبق روایت سپاه، کشتی با خاموش کردن سامانه ناوبری و بیاعتنایی به هشدارها قصد خروج از تنگه را داشته است.
جزئیات این حادثه، از جمله هویت کشتی، میزان خسارت و علت دقیق هدف قرار گرفتن آن، به تأیید مستقل نیاز دارد. با این حال، تداوم چنین گزارشهایی نشان میدهد که امنیت کشتیرانی همچنان یکی از مهمترین گرههای جنگ است.
بیشتر بخوانید: اسرائیل جلسه امنیتی گذاشت، واشنگتن فشار را تشدید کرد؛ شمارش معکوس برای دور تازه جنگ؟
برای ایران، تنگه هرمز ابزاری برای افزایش هزینه فشار نظامی و اقتصادی آمریکا به شمار میرود. برای واشنگتن، محدود شدن عبورومرور در این مسیر راهبردی به معنای تهدید تجارت انرژی و اعتبار امنیتی آن در منطقه است. هر اختلال پایدار میتواند هزینه بیمه کشتیها و حملونقل را افزایش دهد و بازار جهانی نفت را با شوک تازهای روبهرو کند.
در همین حال، تهدیدهای مقامهای ایرانی علیه کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز ادامه دارد. احمد نادری، عضو هیئترئیسه مجلس، گفته است کشورهای منطقه باید برای حفظ امنیت در کنار ایران قرار گیرند و در غیر این صورت، تهران با تکیه بر قدرت خود آنها را به پذیرش واقعیتهای منطقهای وادار خواهد کرد. علی نیکزاد، نایبرئیس مجلس، نیز هشدار داده است که استفاده از خاک، آسمان یا دریای کشورهای منطقه برای حمله به ایران با پاسخ روبهرو خواهد شد.
این مواضع نشان میدهد تهران میخواهد هزینه میزبانی از نیروهای آمریکایی را برای دولتهای منطقه افزایش دهد. اما این سیاست نتیجه تضمینشدهای ندارد؛ تهدید همسایگان ممکن است بهجای دور کردن آنها از واشنگتن، انگیزه بیشتری برای تقویت همکاریهای دفاعی با آمریکا ایجاد کند.
با وجود افزایش تنشها، کانال دیپلماتیک هنوز بسته نشده است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز دوشنبه گفت تبادل پیام با آمریکا از طریق میانجیها ادامه دارد و تهران در حال بررسی آخرین پیشنهاد واشنگتن است. او تأکید کرد ایران خواهان بازگشت به تفاهم اسلامآباد است، در حالی که آمریکا همچنان موضوع هستهای را در مذاکرات دنبال میکند.
اختلاف اصلی بر سر ترتیب رسیدگی به مسائل است. تهران میخواهد موضوع تنگه هرمز و محدودیتهای دریایی در اولویت قرار گیرد؛ واشنگتن نیز خواهان آن است که پرونده هستهای از همان مراحل ابتدایی در دستور کار باشد. برای آمریکا، توافق درباره تنگه بدون رسیدگی به مسئله هستهای ممکن است به معنای از دست دادن اهرم فشار باشد. برای ایران، ورود به مذاکرات هستهای پیش از کاهش فشارها میتواند به معنای مذاکره از موضع ضعف تلقی شود.
این اختلاف توضیح میدهد که چرا ادامه تماسها هنوز به توافق منجر نشده است. دو طرف ظاهراً اصل مذاکره را کنار نگذاشتهاند، اما هر کدام میخواهند ابتدا طرف مقابل را به عقبنشینی وادار کنند. اگر میانجیها نتوانند راهی برای حل این اختلاف و ایجاد تضمینهای قابل اتکا پیدا کنند، ممکن است مذاکرات ادامه یابد، بیآنکه از خطر درگیری کاسته شود.
تحولات اخیر تصویری دوگانه ارائه میکند؛ از یک سو، فشار امنیتی غرب بر ایران افزایش یافته، اسرائیل گزینههای نظامی خود را حفظ کرده و واشنگتن برای ادامه فشار اقتصادی آماده میشود؛ از سوی دیگر، تهران و آمریکا هنوز از طریق میانجیها پیام ردوبدل میکنند.
سه عامل میتواند مسیر تحولات را در روزهای آتی مشخص کند. نتیجه بررسی پیشنهاد آمریکا از سوی تهران، وضعیت درگیریهای دریایی در خلیج فارس و تبدیل پرونده فرفورد به اقدامات عملی تازه از سوی کشورهای غربی. توافقی محدود درباره عبور کشتیها و کاهش تنش میتواند فرصت تازهای برای دیپلماسی ایجاد کند. در مقابل، حملهای با تلفات سنگین، برخورد مستقیم نیروهای نظامی یا شکست کامل مذاکرات ممکن است فشار برای اقدام تلافیجویانه را افزایش دهد.
در شرایط کنونی، شواهد برای اعلام قطعی حمله قریبالوقوع کافی نیست؛ اما نشانهای از بازگشت آرامش پایدار نیز دیده نمیشود. خطر اصلی این است که واشنگتن تصور کند فشار اقتصادی سرانجام تهران را وادار به پذیرش شروطش میکند و تهران نیز امیدوار باشد هزینههای جنگ، آمریکا را به عقبنشینی سوق خواهد داد. اگر هر دو طرف بر این محاسبه پافشاری کنند، ممکن است دور تازهای از درگیری نه با اعلام رسمی جنگ، بلکه با زنجیرهای از حوادث و پاسخهای متقابل آغاز شود.
هزینه این بنبست فقط متوجه دولتها و ارتشها نیست. ادامه تحریمها، نااطمینانی در صادرات نفت، اختلال در تجارت و افزایش هزینه انرژی میتواند فشار بیشتری بر اقتصاد و زندگی مردم ایران وارد کند. مسئله تعیینکننده این است که آیا دو طرف پیش از آنکه یک حادثه نظامی کنترل اوضاع را دشوارتر کند، به توافقی قابل اجرا میرسند یا بار دیگر میدان را جایگزین دیپلماسی خواهند کرد.