تاریخ انتشار: ۱۷:۰۰ - ۰۳ آبان ۱۴۰۵
رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره کشور :

فاصله زیادی تا رسیدن به نقطه اضطرار سلامت روان نداریم

رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره کشور می‌گوید بلاتکلیفی ناشی از شرایط نه جنگ و نه صلح می‌تواند اضطراب شدیدی ایجاد کند؛ اضطرابی که در بلندمدت ممکن است به فرسودگی روان‌شناختی و جسمانی بینجامد. به گفته او، برخی پیامدهای جسمانی این وضعیت به‌ویژه بیماری‌های اسکلتی‌ـ‌عضلانی، ممکن است یک تا دو سال بعد بروز کنند.

اقتصاد۲۴- «فاصله زیادی تا رسیدن به نقطه اضطرار سلامت روان نداریم.» این جمله فقط یک تیتر نیست؛ هشدار تکان‌دهنده رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره کشور درباره جامعه‌ای است که بخشی از آن زیر فشار تورم، ناامنی اقتصادی، نگرانی از آینده و بلاتکلیفی، هر روز فرسوده‌تر می‌شود و خستگی روانی را تجربه می‌کند.

در ادامه مشروح گفت‌و‌گو با علیرضا آقایوسفی را می‌خوانید:

با توجه به شرایط کشور در یک سال اخیر، از جمله ناآرامی‌ها و جنگ، به ارزیابی درباره میزان مراجعه مردم به روان‌شناسان و استفاده از خدمات مشاوره‌ای در طول این مدت نسبت به سال‌های گذشته رسیده‌اید؟

سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره، سازمانی صنفی است که وظیفه آن ارزیابی صلاحیت روان‌شناسان و مشاوران برای ارائه خدمات و پایش کیفیت این خدمات است. بنابراین، انجام پژوهش در این زمینه در حیطه وظایف ما قرار ندارد. اصولاً این سازمان از کمک‌های دولتی استفاده نمی‌کند و منابع آن از محل حق عضویت اعضا تأمین می‌شود. بر اساس قانون، این منابع هم باید صرف بررسی و ارزیابی و صدور پروانه صلاحیت حرفه‌ای افراد شود؛ بنابراین همانطور که گفتم سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره وظیفه‌ای در این زمینه ندارد.

کاهش توانایی مردم در استفاده از خدمات روانشناسی با ادامه تورم افسارگسیخته

منظور من الزاماً انجام یک پیمایش رسمی نیست. با توجه به اینکه شما ریاست سازمانی را بر عهده دارید که با جامعه روان‌شناسان و مشاوران در ارتباط است، آیا برآوردی از سوی خود روان‌شناسان وجود دارد که نشان دهد میزان مراجعه مردم در یک سال اخیر نسبت به سال‌های گذشته چگونه بوده است؟

بدون انجام پژوهش دقیق نمی‌توان اظهارنظر قطعی کرد. از نظر فنی در حوزه روان‌شناسی، وقتی افراد در معرض استرس شدید قرار می‌گیرند، بسته به میزان استرس دریافتی و توانایی‌های جسمانی و روان‌شناختی آنها، ممکن است طی یک تا دو سال بعد با اضطراب، افسردگی، تعارضات زناشویی و بیماری‌های جسمانی مواجه شوند. اما از سوی دیگر، تورم با سرعت بالایی پیش می‌رود و همین مسئله توانایی مردم برای مراجعه به روان‌شناس و مشاور را کاهش می‌دهد؛ به‌ویژه اینکه خدمات روان‌شناسی تحت پوشش بیمه‌های پایه قرار ندارند. بنابراین، ممکن است بسیاری از افرادی که دچار مشکل می‌شوند، توانایی مراجعه به روان‌شناس را نداشته باشند.

در نتیجه، نمی‌توانیم به‌طور دقیق ارزیابی کنیم که به همان نسبتی که استرس‌های اجتماعی افزایش پیدا کرده‌اند، مراجعه به روان‌شناسان نیز افزایش یافته است؛ زیرا از یک طرف نیاز به این خدمات بیشتر می‌شود و از طرف دیگر، تورم توانایی استفاده از آنها را کاهش می‌دهد.

پس با توجه به وضعیت موجود، آیا سازمان برنامه‌ای برای تسهیل دسترسی کارگران و اقشار نیازمند به خدمات سلامت روان دارد؟ تاکنون چه اقداماتی در این زمینه انجام داده‌اید؟

یک روان‌شناس با احتساب پنج روز کاری در هفته و پنج مراجعه‌کننده در روز، در صورت تکمیل ظرفیت، حدود ۱۰۰ جلسه مشاوره در ماه خواهد داشت. حتی اگر درآمد ماهانه او حدود ۷۰ میلیون تومان باشد، با کسر اجاره، هزینه‌های آب، برق، گاز، تلفن، شارژ، پذیرش و مالیات، مبلغ چندانی باقی نمی‌ماند؛ بنابراین نه مردم توانایی پرداخت هزینه‌های خدمات روان‌شناختی را دارند و نه تعرفه‌های موجود می‌تواند هزینه‌های یک مرکز مشاوره یا دفتر روان‌شناسی را به‌طور کامل تأمین کند.

ارائه طرحی برای بیمه‌شدن خدمات روان‌شناسی

به همین دلیل، راهکار اصلی استفاده از ظرفیت بیمه‌هاست؛ به‌خصوص اینکه خدمات روان‌شناسی و مشاوره جنبه پیشگیرانه نیز دارند. از همین رو در این راستا طرحی تدوین کرده‌ایم و به شورای مرکزی سازمان ارائه داده‌ایم. در صورت موافقت و صدور مجوز، راهنما‌های بالینی و دستورالعمل‌های درمانی را به‌صورت استاندارد تدوین می‌کنیم و اجرای آزمایشی آنها را زیر نظر شورای عالی بیمه سلامت پیش می‌بریم. در صورت تأیید، زمینه قرار گرفتن این خدمات تحت پوشش بیمه‌ها فراهم خواهد شد.

خب، این طرح چه زمانی به نتیجه خواهد رسید؟

همه‌چیز به این بستگی دارد که شورای مرکزی ما هرچه سریع‌تر درباره این طرح تصمیم بگیرد و آن را تصویب کند. ما از نظر اجرایی آمادگی کامل داریم و یکی از اهداف اصلی من از پذیرش این مسئولیت نیز همین موضوع بوده است. این مسئله، موضوعی فردی یا حتی صرفاً صنفی نیست؛ بلکه یک مسئله اجتماعی است.

چهار ماه از ارائه طرح گذشته، اما هنوز در شورای مرکزی تصویب نشده است!

با توجه به اختلاف‌هایی که میان شما و شورای مرکزی وجود داشته و تصمیم این شورا برای عزل شما، آیا احتمال می‌دهید این اختلاف‌ها مانع تحقق برنامه‌هایتان شود؟ در حال حاضر، رابطه شما با شورای مرکزی در چه وضعیتی قرار دارد؟

در حال حاضر، وضعیت نسبتاً خوب است. با این حال، معتقدم این موضوع باید با فوریت بیشتری در دستور کار قرار بگیرد. اگر منافع اجتماعی را در اولویت قرار دهیم، این طرح باید هرچه سریع‌تر بررسی و تصویب شود تا بتوانیم خدمات را در اختیار مردم قرار دهیم. از زمانی که طرح را ارائه کرده‌ایم، حدود چهار ماه گذشته است و در شرایط تورمی فعلی، این مدت زمان قابل توجهی است.

پیشنهاد به کارخانه داران: برای سلامت روان کارگران از ما مجوز استخدام روانشناس بگیرید

تا زمان اجرایی شدن طرح بیمه خدمات روان‌شناسی، چه راهکار‌هایی برای تسهیل دسترسی کارگران به خدمات مشاوره و روان‌شناسی پیشنهاد می‌کنید؟

مراکز خدماتی تحت پوشش سازمان بهزیستی و وزارت ورزش و جوانان وجود دارند و سازمان نظام روان‌شناسی نیز در این حوزه فعالیت می‌کند. البته یکی از ظرفیت‌های مهم، استفاده از امکانات کارخانه‌ها و شرکت‌های بزرگ است. این مجموعه‌ها می‌توانند برای راه‌اندازی مرکز مشاوره از سازمان مجوز بگیرند و خدمات روان‌شناسی را به‌عنوان بخشی از خدمات رفاهی کارکنان خود ارائه دهند.

شرکت‌ها می‌توانند روان‌شناس استخدام کنند یا با استفاده از ظرفیت مراکز مشاوره، خدمات مورد نیاز کارکنان را فراهم کنند. سازمان نیز می‌تواند در چارچوب مقررات، مجوز‌های لازم و مسئول فنی را معرفی کند. برای مثال، کارخانه‌ای با هزار کارگر را در نظر بگیرید. چنین مجموعه‌ای می‌تواند بخشی از منابعی را که برای خدمات رفاهی کارکنان در نظر می‌گیرد، به تأمین خدمات روان‌شناسی اختصاص دهد و برای مدتی یک روان‌شناس را در مجموعه خود به کار بگیرد.


بیشتر بخوانید:اگر نسل Z را به رسمیت نشناسیم، چه اتفاقی می‌افتد؟ هشدار یک جامعه‌شناس


این اقدام علاوه بر کمک به کارکنان، می‌تواند در حل مشکلات شغلی و سازمانی نیز مؤثر باشد؛ از جمله تعارض‌های میان کارگران، اختلاف میان کارگران و مدیران یا مقاومت کارکنان در برابر تغییرات سازمانی. در چنین شرایطی، روان‌شناس می‌تواند به اقناع‌سازی کمک کند تا کارکنان متوجه شوند، تغییرات پیشنهادی چه منافعی برای آنها دارد و نگرانی‌هایشان کاهش پیدا کند.

البته ارائه این خدمات باید متناسب با شرایط کارگران باشد. همان‌طور که برای ارائه خدمات روان‌شناختی به گروه‌های مختلف اجتماعی باید با فرهنگ، شرایط و ویژگی‌های آنها آشنا بود، در مورد کارگران نیز لازم است روان‌شناس با بافت کارگری، شرایط کاری، شیفت‌ها و مشکلات شغلی آنها آشنایی داشته باشد.

اگر یک کارخانه مطابق استاندارد‌ها و پروتکل‌های مشخص پیش برود، می‌تواند طی یک سال تغییرات قابل توجهی مشاهده کند. برای مثال، کارگر باید احساس کند کارخانه‌ای که در آن کار می‌کند، برای او و خانواده‌اش ارزش قائل است. اگر در مناسبت‌هایی مانند روز دختر، خانواده کارکنان مورد توجه قرار بگیرند و مسئولان مجموعه به وضعیت آنها اهمیت بدهند، این احساس تعلق تقویت می‌شود.

همچنین، اگر سرپرست شیفت متوجه شود کارگری به دلیل مشکلات خانوادگی یا تعارض با همسرش تحت فشار است، می‌تواند او را به مرکز مشاوره کارخانه معرفی کند و در صورت امکان، برای مراجعه به او فرصت بدهد.

در چنین شرایطی، کارگر احساس می‌کند که مجموعه برای او احترام قائل است و سلامت و زندگی شخصی‌اش اهمیت دارد. این احساس ارزشمندی می‌تواند بر انگیزه و عملکرد او تأثیر مثبت بگذارد. وقتی کارگر احساس کند برای مجموعه ارزشمند است، طبیعی است که با انگیزه بیشتری کار کند و احساس تعلق بیشتری به محیط کار داشته باشد.

چه میزان از افزایش آسیب‌های اجتماعی که امروز با آن مواجه هستیم، از جمله قتل‌های خانوادگی می‌تواند ناشی از سال‌ها بی‌توجهی مسئولان به پوشش بیمه‌ای خدمات سلامت روان باشد؟

این مسئله می‌تواند یکی از عوامل باشد، اما تنها عامل نیست. به نظر می‌رسد وضعیت اجتماعی ما تا حدودی به سمت آنومی یا بی‌هنجاری اجتماعی حرکت می‌کند. وقتی استرس‌های اجتماعی افزایش پیدا می‌کنند، به‌تدریج ممکن است اتفاقات نگران‌کننده‌ای رخ دهد؛ از جمله افزایش سن ازدواج، گسترش اعتیاد و قرار گرفتن خانواده در معرض خطر.

قتل از سطح جامعه به درون خانواده کشیده شده است

دلبستگی‌ها و روابط عاطفی میان اعضای خانواده نیز ممکن است آسیب ببیند و یکی از پیامد‌های آن می‌تواند بروز اتفاقاتی مانند قتل‌های خانوادگی باشد. در گذشته، ممکن بود شاهد درگیری و قتل میان دو سوی یک روستا یا میان طایفه‌ها باشیم؛ اما وقتی مسئله به درون یک خانواده کشیده می‌شود، زنگ خطر جدی‌تری به صدا درمی‌آید.

این مسئله ابعاد اجتماعی، اقتصادی، روان‌شناختی و سیاسی دارد و باید از همه این زوایا بررسی شود. با این حال، ما به‌عنوان سازمانی فعال در حوزه روان‌شناسی و مشاوره، تلاش می‌کنیم سهم خود را ایفا کنیم. در جلسات مختلف، از مجلس گرفته تا ریاست‌جمهوری و دیگر نهادها، تمرکز من بر بیمه خدمات روان‌شناسی و مشاوره بوده است.

با توجه به افزایش نرخ تورم و تأثیرات آن بر سلامت روان جامعه، چشم‌انداز آینده این وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

فکر می‌کنم در نهایت ناچار خواهیم شد در مسیر درست حرکت کنیم؛ اما امیدوارم زمانی به این نقطه نرسیم که آمار اختلالات روانی، مشکلات اجتماعی و بیماری‌های جسمانی آن‌قدر افزایش یافته باشد که جبران آن بسیار دشوار شود.

نگرانی من این است که آن‌قدر در پیشگیری تعلل کنیم که برای بازگشت به وضعیت امروز، ناچار به پرداخت هزینه‌های بسیار بیشتری شویم. امروز درباره پیشگیری صحبت می‌کنیم، اما ممکن است در آینده مجبور شویم درباره درمان‌های اضطراری حرف بزنیم.

اجازه بدهید مثالی بزنم. فردی را در نظر بگیرید که به دیابت مبتلاست و برای ادامه درمان به انسولین خارجی نیاز دارد، اما داروی مورد نیازش تحت پوشش بیمه نیست. ممکن است هزینه دارو بخش بزرگی از درآمد ماهانه یک کارگر را به خود اختصاص دهد. طبیعی است که فرد در چنین شرایطی، میان تأمین هزینه دارو و تأمین نیاز‌های روزمره خود و خانواده‌اش قرار می‌گیرد. ممکن است به دلیل مشکلات مالی نتواند درمان را به‌درستی ادامه دهد و بیماری او پیشرفت کند.

دولت در آینده با هزینه‌های سنگین درمانی مواجه خواهد شد

در این صورت، دولت در آینده با هزینه‌های سنگین درمان، جراحی، ازکارافتادگی و پرداخت مستمری به خانواده فرد مواجه خواهد شد. افزون بر این، نبودن پدر یا سرپرست خانواده به دلیل بیماری و ازکارافتادگی، پیامد‌های روان‌شناختی و عاطفی نیز برای اعضای خانواده به همراه دارد.

اگر از ابتدا داروی مورد نیاز فرد به‌صورت رایگان یا با هزینه مناسب در اختیارش قرار می‌گرفت، هزینه آن به‌مراتب کمتر از هزینه‌های سنگین درمان عوارض پیشرفته بیماری بود. در حوزه سلامت روان نیز باید همین نگاه پیشگیرانه را داشته باشیم. سرمایه‌گذاری در پیشگیری می‌تواند از تحمیل هزینه‌های سنگین‌تر در آینده جلوگیری کند.

به نظر شما چقدر با نقطه اضطرار فاصله داریم؟

فکر نمی‌کنم فاصله زیادی داشته باشیم. نرخ طلاق، نرخ ازدواج و نرخ فرزندآوری همگی از موضوعات نگران‌کننده‌اند. من درباره انتخاب فردی افراد برای داشتن فرزند یا تعداد فرزندانشان صحبت نمی‌کنم؛ این موضوع به خود افراد مربوط است. نگرانی زمانی ایجاد می‌شود که فرد بخواهد فرزند بیشتری داشته باشد، اما به دلیل ناتوانی مالی از این تصمیم صرف‌نظر کند. در بلندمدت، باید به پیشگیری توجه کنیم. شاید فرصت زیادی نداشته باشیم، اما باید این کار را انجام دهیم.

از سوی دیگر، مشکلات جسمانی نیز قابل توجه‌اند. استرس‌های طولانی‌مدت می‌توانند بر سلامت جسمانی تأثیر بگذارند. افراد ممکن است تلاش کنند فشار‌های روانی را کنترل کنند و به زندگی روزمره ادامه دهند، اما این فشار‌ها می‌توانند در بلندمدت با مشکلات جسمانی همراه شوند.

در ماه‌های اخیر، شاهد اخبار تکان‌دهنده‌ای از قتل‌های دسته‌جمعی خانوادگی بوده‌ایم. از نظر شما، مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز این حوادث چیست و کدام عوامل نقش پررنگ‌تری در بروز آنها دارند؟

من آمار رسمی و دقیقی در اختیار ندارم و نمی‌توانم درباره افزایش یک جرم یا جنایت مشخص، بدون داده‌های آماری اظهارنظر قطعی کنم. اما اگر و تنها اگر نرخ جنایت‌های خانوادگی افزایش پیدا کرده باشد، این موضوع یک زنگ خطر است، زیرا می‌تواند نشان‌دهنده مواجهه ارتباط عاطفی، انسجام خانوادگی و دلبستگی میان اعضای خانواده با بحران باشد.

وقتی اعضای خانواده در مقابل هم قرار می‌گیرند!

در شرایطی که افراد در یک موقعیت دشوار قرار می‌گیرند و منابع و امکانات محدود می‌شود، ممکن است روابط میان آنها نیز تحت فشار قرار بگیرد. این وضعیت را می‌توان در برخی داستان‌ها و فیلم‌ها دید؛ افرادی که در ابتدا با یکدیگر همکاری می‌کنند، اما با افزایش مشکلات و کمبود منابع، به‌تدریج در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند.

اگر چنین وضعیتی به سطح خانواده برسد، نگران‌کننده‌تر خواهد بود. تأکید می‌کنم که من آمار مشخصی درباره افزایش این جنایت‌ها ندارم و صرفاً مبنای نظری موضوع را توضیح می‌دهم. خانواده یکی از هسته‌های اصلی زندگی اجتماعی است و اعضای آن برای تأمین نیاز‌ها و بقای خود در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. اگر روابط درون این هسته با بحران مواجه شود، ممکن است نشانه آسیب‌های عمیق‌تر اجتماعی باشد.

شرایط کنونی نه جنگ و نه صلح و بلاتکلیفی ناشی از آن چه تاثیراتی بر سلامت روان جامعه دارد؟

باید توجه داشت که وضعیت کلی جامعه در شرایط «نه جنگ و نه صلح» می‌تواند فشار‌های روانی قابل توجهی ایجاد کند. موجود زنده نیاز‌هایی دارد و در برابر تهدید‌ها تلاش می‌کند نیاز‌های خود را تأمین و تهدید‌ها را دفع کند. وقتی نیاز‌ها و تهدید‌ها هم‌زمان وجود داشته باشند، تهدید‌ها در اولویت قرار می‌گیرند.

در میان تهدیدها، بلاتکلیفی و ابهام از دشوارترین وضعیت‌هاست؛ زمانی که فرد نمی‌داند چه اتفاقی قرار است رخ دهد و نمی‌تواند برای زندگی خود برنامه‌ریزی کند.

در مجموع بلاتکلیفی می‌تواند اضطراب شدیدی ایجاد کند و این اضطراب در بلندمدت ممکن است به فرسودگی روان‌شناختی و جسمانی منجر شود. برخی پیامد‌های جسمانی ممکن است یک یا دو سال بعد ظاهر شوند. برای مثال استرس مزمن می‌تواند با انقباض طولانی‌مدت عضلات همراه باشد. وقتی فرد حتی هنگام خواب نیز نتواند به‌خوبی عضلات خود را آرام کند، ممکن است مشکلاتی در ناحیه عضلات، مفاصل و ستون فقرات ایجاد شود.

استرس طولانی‌مدت همچنین می‌تواند با افزایش ترشح اسید معده و مشکلات گوارشی همراه باشد. برخی بیماری‌های جسمانی نیز ممکن است در ارتباط با عوامل متعدد، از جمله فشار‌های مزمن، بروز پیدا کنند. البته برای تعیین رابطه دقیق میان این عوامل و هر بیماری، بررسی علمی و پزشکی لازم است.

در حوزه روان‌شناختی نیز ممکن است تعارضات خانوادگی بیش از علائمی مانند حملات پنیک به چشم بیایند. وقتی افراد مضطرب و بی‌قرار می‌شوند، آستانه تحمل آنها کاهش پیدا می‌کند و ممکن است سریع‌تر در برابر اطرافیان واکنش نشان دهند.

تشدید تعارضات خانوادگی در پی افزایش فشار‌های روانی

نزدیک‌ترین افراد به هر شخص، اعضای خانواده او هستند. بنابراین، افزایش فشار روانی می‌تواند تعارضات زناشویی و خانوادگی را تشدید کند و در ادامه، احتمال افزایش طلاق نیز مطرح می‌شود. اینها پیامد‌هایی هستند که باید نسبت به آنها حساس باشیم.

البته در کنار آسیب‌ها، باید اتفاقات مثبت جامعه را نیز ببینیم و درباره آنها اطلاع‌رسانی کنیم. همه‌چیز منفی نیست؛ در زندگی شخصی و اجتماعی، در کنار دشواری‌ها، اتفاقات خوب نیز رخ می‌دهد و باید آنها را هم ببینیم.

من می‌دانم که گاهی صحبت درباره تاب‌آوری مردم ممکن است برای آنها آزاردهنده باشد؛ به‌ویژه زمانی که از شرایط موجود خسته شده‌اند. اما در نهایت، باید به این فکر کنیم که چگونه می‌توانیم به افرادی که در معرض آسیب قرار گرفته‌اند کمک کنیم.

اگر بخواهید جمله‌ای خطاب به مردم بگویید تا روز‌های پیش‌رو را با التهاب و اضطراب کمتری سپری کنند، چه می‌گویید؟

شعار شخصی من در زندگی این است: «زندگی عرصه شطرنجِ من است.»

حتی در دشوارترین شرایط، هیجان خود را کنترل کنید، فکر کنید، پیش‌بینی کنید و راه‌حل بچینید. راه‌حل‌ها را ارزیابی کنید و بهترین راه‌حل را با کمترین آسیب به اجرا بگذارید. بیش از این، توانایی ما به‌عنوان افراد محدود است. هرکدام از ما باید در حد توانایی خود تلاش کنیم بهترین عملکرد را داشته باشیم.

باید شرایط را همان‌طور که هست ببینیم

اما شرایط کشور ویژه است. از یک طرف، نگرانی درباره احتمال وقوع جنگ وجود دارد و از طرف دیگر، تورم و فشار‌های اقتصادی تداوم دارد. آیا این توصیه‌ها در چنین شرایطی همچنان می‌توانند اثرگذار باشند؟

ما به‌عنوان افراد، قدرت نامحدودی برای تغییر شرایط جهان نداریم. اگر چنین قدرتی داشتیم، شاید می‌توانستیم بسیاری از اتفاقات را تغییر دهیم؛ اما واقعیت این است که چنین توانی در اختیار ما نیست. آنچه در اختیار داریم، مدیریت زندگی روزمره و تلاش برای حفظ سلامت شخصی و اطرافیانمان است.

من هشت سال جنگ تحمیلی را تجربه کرده‌ام و چهار سال از آن دوران را در شرایط بمباران شهری، امدادگر هلال‌احمر بودم. خانه خودم نیز در همان زمان مورد اصابت موشک قرار گرفت و خودم هم در آن شرایط دچار اضطراب شدم. در آن دوران، تمرکز ما بر این بود که در موقعیت جنگی قرار داریم، باید از خاک و هویت خود دفاع کنیم و از مردمی که آسیب می‌بینند حمایت کنیم.

امروز باید به این فکر کنیم که در موقعیتی قرار داریم که بخش زیادی از آن خارج از توان و کنترل ماست. پرسش اصلی این است که هرکدام از ما در حد توان خود چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. نباید با نگاهی غیرواقع‌بینانه به جهان نگاه کنیم؛ باید شرایط را همان‌طور که هست ببینیم و برای مدیریت زندگی خود تصمیم بگیریم.

منبع: ایلنا
ارسال نظر
captcha