اقتصاد۲۴- در ظاهر، مسیر دیپلماسی میان ایران و آمریکا هنوز باز است. هیات ایرانی برای سومین روز متوالی در دوحه با میانجیهای قطری گفتوگو میکند، عباس عراقچی از پیشرفت رایزنیها درباره طرح بازگشایی تنگه هرمز در یک بازه دو روزه خبر میدهد و محسن رضایی نیز از تغییر لحن نامه جی دی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، سخن میگوید. اما در سوی دیگر، دونالد ترامپ همچنان از مسائل حل نشده با ایران حرف میزند، مقامهای نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی از گسترش دامنه پاسخ احتمالی به خارج از منطقه خبر میدهند و در اسرائیل نیز ارزیابیهایی درباره نزدیک بودن دور تازه درگیری مطرح شده است.
این همزمانی را نمیتوان نادیده گرفت یا ساده پنداشت. پس از هشت ماه جنگ و آتش بس شکننده، حملات نظامی، محاصره دریایی و اختلال گسترده در تجارت انرژی، هر دو کشور با هزینههای سنگینی روبهرو هستند؛ با این حال، اختلاف بر سر شروط پایان جنگ، تنگه هرمز، تحریمها و برنامه هستهای همچنان پابرجاست. به همین دلیل، آنچه در دوحه جریان دارد بیش از آنکه نشانه نزدیک بودن یک توافق نهایی باشد، تلاشی برای جلوگیری از بازگشت بحران به مرحلهای خطرناکتر است.
مهمترین تحول دیپلماتیک روزهای اخیر، ادامه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری قطر است. خبرگزاری رویترز گزارش داد مذاکرهکنندگان ایرانی برای سومین روز متوالی در دوحه با میانجیهای قطری گفتوگو کردهاند. هدف این رایزنیها دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است و تماسها با واشنگتن نیز بهصورت مستمر در جریان است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز در توضیح این تحولات گفته است: «در حال حاضر، رایزنیها درباره طرح دو روزه تنگه هرمز با میانجیهای مذاکرات ادامه داشته و در مسیر اجراست، اما هنوز به نتیجه قطعی نرسیدهایم و دستیابی به نتیجه به پاسخهایی بستگی دارد که طرف مقابل به پرسشهای ما میدهد».
عراقچی همچنین تاکید کرده است که هیچ دیدار مستقیمی با هیات آمریکایی برنامهریزی نشده و سفر معاون وزارت خارجه به قطر صرفاً در ادامه تماس با واسطههای قطری انجام شده است. به گفته او، طرح اولیه هفت روزه اکنون به طرح دو روزه تبدیل شده و تهران منتظر پاسخ به پرسشهای خود است.
اهمیت این طرح در آن است که تنگه هرمز به یکی از اصلیترین اهرمهای فشار ایران در برابر واشنگتن تبدیل شده است. بازگشایی این آبراه میتواند بخشی از فشار بر بازار جهانی انرژی و تجارت دریایی را کاهش دهد، اما مسئله فقط باز شدن مسیر کشتیها نیست. بر اساس توضیحی که عراقچی به الجزیره داده، تهران خواهان رفع تحریمهای تازه، احیای معافیتهای نفتی، کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه، به رسمیت شناخته شدن ترتیبات جدید کشتیرانی ایران و عمان و پایان درگیری در همه جبههها، از جمله لبنان است.
در مقابل، واشنگتن نیز خواستههای خود را دارد و مسئله برنامه هستهای ایران همچنان یکی از مهمترین اختلافات دو طرف است؛ بنابراین حتی اگر درباره بازگشایی دو روزه تنگه هرمز تفاهمی حاصل شود، نمیتوان آن را به معنای حل اختلافات بنیادین یا پایان قطعی جنگ دانست. تجربه تفاهمهای قبلی نیز نشان داده است که توافق بر سر یک اقدام فوری، بدون تعیین تکلیف تعهدات بلندمدت و سازوکار تضمین اجرای آنها، میتواند شکننده باشد.
در واشنگتن نیز پیامها یکدست نیست. دونالد ترامپ در اظهارات تازه خود گفته مذاکرات با ایران «خوب پیش میرود»، اما همزمان درباره قابل اعتماد بودن طرف ایرانی ابراز تردید کرده و از باقی ماندن اهدافی در ایران سخن گفته است که به گفته او آمریکا هنوز باید به آنها رسیدگی کند.
او در گفتوگو با خبرنگاران در فلوریدا گفته است: «ما برنامه هستهای آنها را از کار انداختهایم. هنوز باید به یک یا دو سایت رسیدگی کنیم، اما میتوانیم این کار را در ۱۰ دقیقه انجام دهیم.» او همچنین گفته است آمریکا برای اقدام نظامی عجلهای ندارد، زیرا به اعتقاد او بخش عمده توان نظامی و برنامه هستهای ایران را از بین برده است.
این اظهارات را باید در کنار موضع مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، قرار داد. روبیو اعلام کرده ترامپ هنوز درباره انجام حملات تازه تصمیمی نگرفته و ترجیح میدهد بحران از مسیر دیپلماسی حل شود. او در عین حال گفته است: «گفتوگوهای متعددی وجود دارد. گفتوگوها در واقع هیچوقت متوقف نشدهاند» و تأکید کرده که واشنگتن در صورت وجود راهحل دیپلماتیک از آن استقبال میکند.
اما مشکل اینجاست که ترجیح اعلامشده برای دیپلماسی به معنای کنار گذاشتن گزینه نظامی نیست. رویترز گزارش داده ترامپ فعلاً از حمله پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر خودداری کرده و درباره نتیجه مذاکرات نیز اظهارات مثبتی داشته است، اما احتمال اقدام نظامی پس از انتخابات همچنان مطرح است. به همین دلیل، زمانبندی تحولات سیاسی آمریکا به یکی از متغیرهای مهم در محاسبات تهران و پایتختهای منطقه تبدیل شده است.
یکی از مسائل مهم در تحولات داخلی ایران، تفاوت لحن مقامهای مسئول در حوزه دیپلماسی با برخی چهرههای سیاسی و پارلمانی است. عراقچی از ادامه رایزنیها، بررسی طرح دو روزه و انتظار برای پاسخ طرف مقابل صحبت میکند؛ اما علی نیکزاد، نایبرئیس مجلس، میگوید پنجره مذاکرات هستهای بسته شده و ایران قصد مذاکره درباره برنامه هستهای خود را ندارد.
اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز اعلام کرده است تا زمانی که هفت بند مورد نظر دبیر شورای عالی امنیت ملی عملیاتی نشود، ایران وارد مذاکره با واشنگتن نخواهد شد. او با اشاره به تجربه مذاکرات قبلی گفته است تهران به دلیل نقض توافقات از سوی آمریکا، اعتماد لازم برای پذیرش مذاکره را ندارد.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که اساساً یکی از محورهای اصلی تلاشهای قطر، یافتن راهی برای آغاز مجدد مذاکرات و حل اختلافات هستهای است. الجزیره نوشته است که میانجیها در حال بررسی راههایی برای پیوند دادن مطالبات دو طرف هستند؛ از جمله اینکه ایران در برابر برخی امتیازات تحریمی، درباره ذخایر اورانیوم غنیشده و دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تأسیسات آسیبدیده انعطاف نشان دهد.
بیشتر بخوانید: هشدار نظامی رهبری در میانه مذاکرات قطر؛ تهران برای جنگ طولانی آماده میشود؟
در چنین وضعیتی، پرسش درباره میزان هماهنگی میان دستگاه سیاست خارجی و جریانهای سیاسی و پارلمانی اهمیت پیدا میکند. البته مواضع نمایندگان مجلس را نمیتوان بهتنهایی معادل تصمیم نهایی نظام سیاسی دانست، اما تکرار این اظهارات از سوی چهرههای مختلف نشان میدهد مخالفت با مذاکره هستهای و تأکید بر شروط حداکثری، در بخشی از فضای سیاسی ایران تقویت شده است.
این اختلاف لحن میتواند برای طرفهای میانجی نیز مسئلهساز باشد. آنها باید بدانند آیا مواضع اعلامشده از سوی وزارت خارجه مبنای یک توافق احتمالی خواهد بود یا شروط و محدودیتهای دیگری نیز در داخل ساختار تصمیمگیری وجود دارد. در مذاکراتی که هر دو طرف نسبت به اجرای تعهدات طرف مقابل بیاعتماد هستند، ابهام درباره مرجع تصمیمگیری میتواند روند رسیدن به توافق را دشوارتر کند.
در سوی دیگر، تهران طی دو روز گذشته پیام نظامی متفاوتی به واشنگتن و تلآویو ارسال کرده است. رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان ارشد نظامی تاکید کردند که هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخی «فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» مواجه شود.
در این دستور همچنین بر بهروزرسانی بانک اهداف نظامی تأکید شده است تا داراییهای آمریکا و اسرائیل در دسترس نیروهای مسلح ایران قرار داشته باشند.
محمد مخبر، دستیار رهبری نیز در شبکه ایکس نوشت دکترین دفاعی ایران در حال تغییر است و «جغرافیای تهدید، دیگر تعیینکننده جغرافیای پاسخ نیست». او تأکید کرد دامنه بازدارندگی ایران از چارچوب منطقهای فراتر رفته است.
محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش، نیز در اظهاراتی صریحتر گفت ایران برای پاسخ به آمریکا حتی خارج از غرب آسیا آمادگی دارد و هرگونه تجاوز مجدد با واکنشی فوری، کوبنده و گستردهتر از گذشته روبهرو خواهد شد. او همچنین هشدار داد جنگ احتمالی آینده میتواند طولانیتر از جنگ قبلی باشد و آمریکا قادر نخواهد بود زمان و شرایط پایان آن را تعیین کند.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز دستور رهبر جمهوری اسلامی را فصلالخطاب خوانده و گفته است در جغرافیا و بانک اهداف محدودیتی وجود نخواهد داشت.
این مواضع از نظر نظامی و سیاسی قابل توجهاند، اما باید میان اعلام آمادگی برای پاسخ و توانایی عملیاتی برای اجرای همه تهدیدها تفاوت قائل شد. گسترش احتمالی دامنه درگیری به خارج از منطقه، بهویژه اگر پای پایگاهها و منافع آمریکا در کشورهای دیگر به میان بیاید، میتواند دامنه جنگ را از یک رویارویی مستقیم میان تهران و واشنگتن فراتر ببرد و کشورهای بیشتری را درگیر کند.
از سوی دیگر، این پیامها در شرایطی صادر میشوند که کانال دیپلماتیک قطر همچنان فعال است؛ بنابراین تهران همزمان دو پیام ارسال میکند. از یک سو اعلام آمادگی برای توافق در صورت پذیرش شروطش و از سوی دیگر تاکید بر آمادگی برای گسترش پاسخ نظامی در صورت حمله مجدد. این دو رویکرد لزوماً متناقض نیستند، اما اگر تهدیدها از کنترل خارج شوند یا طرف مقابل آنها را نشانه تصمیم قطعی برای تشدید درگیری تلقی کند، فضای مانور دیپلماتیک محدودتر خواهد شد.
نگرانی از دور تازه درگیری فقط به مواضع واشنگتن و تهران محدود نیست. در اسرائیل نیز طی روزهای اخیر گزارشهایی منتشر شده که از افزایش احتمال رویارویی مجدد با ایران حکایت دارد.
شبکه ۱۲ اسرائیل روز یکشنبه به نقل از راز زیمت، رئیس برنامه ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، گزارش داده است که ممکن است تنها چند روز یا حداکثر چند هفته تا تصمیم ترامپ برای کنار گذاشتن انتظار و حرکت به سمت تشدید نظامی باقی مانده باشد. زیمت معتقد است ترامپ ممکن است بخواهد پیش از آغاز به کار کنگره جدید آمریکا پس از انتخابات میاندورهای، درباره ایران تصمیم بگیرد.
همزمان روزنامه نیویورکپست در گزارشی درباره سناریوهای احتمالی جنگ بعدی، به نقل از عودید ایلام، مقام پیشین موساد، از احتمال اجرای عملیاتی مشابه انفجار پیجرهای حزبالله برای ضربه زدن به فرماندهی نظامی ایران خبر داده است. ایلام گفته است عملیات غافلگیرانهای برای هدف قرار دادن فرماندهان شورای نظامی ایران همچنان یکی از گزینههای اسرائیل است و این کشور ممکن است کارتهایی را برای زمان مناسب نگه داشته باشد.
اهمیت این اظهارات در آن است که احتمال جنگ بعدی را صرفاً به تکرار حملات هوایی علیه تأسیسات نظامی و هستهای محدود نمیکند. سناریوی مورد اشاره مقام پیشین موساد، بر عملیات اطلاعاتی، نفوذ و هدف قرار دادن ساختار فرماندهی متمرکز است؛ الگویی که اسرائیل پیشتر در لبنان و در عملیات پیجرها به کار گرفته بود.
البته اظهارات یک مقام سابق امنیتی اسرائیل به معنای وجود تصمیم قطعی برای اجرای چنین عملیاتی نیست. با این حال، انتشار این گزارش در کنار هشدارهای نظامی تهران و ارزیابیهای اسرائیلی درباره زمان احتمالی تشدید تنش، نشان میدهد در محاسبات امنیتی طرف مقابل، سناریوهای غیرمتعارف نیز کنار گذاشته نشدهاند.
در کنار اختلافات نظامی و دیپلماتیک، یک تحول نگرانکننده دیگر در فضای سیاسی ایران، افزایش درخواستها برای خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای است.
نصرالله پژمانفر، رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، خواستار جدی گرفتن خروج ایران از ان پی تی شده و ابراز امیدواری کرده است که این تصمیم با تبعیت از رهبری گرفته شود. محسن اراکی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و هیاترئیسه مجلس خبرگان، نیز خواستار بازنگری در عضویت ایران در این پیمان شده است.
این مواضع در ادامه مطالبات گروهی از نمایندگان و جریانهای سیاسی مطرح میشود که معتقدند عضویت ایران در ان پی تی مانع حمله به تأسیسات هستهای کشور نشده و در مقابل، محدودیتهایی برای برنامه هستهای ایران ایجاد کرده است.
اما خروج از ان پی تی الزاماً به معنای دستیابی به سلاح هستهای نیست و نباید این دو موضوع را یکسان دانست. مسئله این است که در شرایط فعلی، پرونده هستهای یکی از معدود مسیرهایی است که هنوز امکان رسیدن به تفاهم بینالمللی درباره آن وجود دارد. اگر تهران به سمت خروج از ان پی تی حرکت کند، احتمالاً فشار سیاسی و امنیتی غرب افزایش مییابد و دست مخالفان دیپلماسی در واشنگتن و تلآویو برای طرح استدلالهای امنیتی علیه ایران بازتر خواهد شد.
از طرف دیگر، خروج از این پیمان لزوماً تضمینکننده امنیت تأسیسات هستهای یا جلوگیری از حمله نظامی نیست. حتی ممکن است به افزایش نگرانی کشورهای منطقه، تشدید تحریمها و شکلگیری رقابت تسلیحاتی تازه منجر شود. در شرایطی که ایران هنوز با پیامدهای حملات قبلی روبهرو است، تبدیل شدن پرونده هستهای به یک بحران تازه میتواند هزینههای بیشتری به کشور تحمیل کند.
آنچه از مجموع تحولات روزهای اخیر به دست میآید، تصویری از یک بنبست همراه با تحرکات دیپلماتیک است. تهران حاضر نیست بدون دریافت امتیازهای مورد نظر خود درباره شروط پایان جنگ و تنگه هرمز عقبنشینی کند. واشنگتن نیز با وجود تأکید بر ترجیح دیپلماسی، هنوز محاصره و فشار نظامی را کنار نگذاشته و درباره حملات احتمالی آینده موضع قطعی اعلام نکرده است.
محسن رضایی از تغییر لحن نامه جی دی ونس سخن میگوید، اما هنوز پاسخی به آن نداده است. عراقچی از ادامه مذاکرات قطر خبر میدهد، اما همزمان نیکزاد و کوثری بر بسته بودن مسیر مذاکره هستهای تأکید میکنند. در واشنگتن نیز ترامپ از خوب پیش رفتن مذاکرات حرف میزند، اما همچنان از اهداف باقیمانده در ایران سخن میگوید. این مجموعه مواضع نشان میدهد هنوز فاصله زیادی میان فضای سیاسی دو طرف و الزامات یک توافق پایدار وجود دارد.
با این وجود، انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر، ادامه مذاکرات دوحه، پاسخ تهران به پیشنهادهای میانجیها و تصمیم احتمالی ترامپ درباره ادامه فشار نظامی، متغیرهایی هستند که میتوانند مسیر بحران را تغییر دهند.