اقتصاد۲۴-بحث درباره قیمت انرژی و میزان یارانهای که دولت برای تأمین آن میپردازد، بار دیگر به یکی از موضوعات مناقشهبرانگیز اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ موضوعی که همواره با پیشنهادهایی برای افزایش قیمت حاملهای انرژی و اصلاح نظام یارانهای همراه بوده است. با این حال، همت قلیزاده، کارشناس اقتصاد انرژی، معتقد است ارزیابی سیاستهای انرژی نباید صرفاً بر مبنای قیمتهای اسمی و محاسبات مربوط به یارانه پنهان انجام شود. او با انتقاد از نتایج اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها، افزایش هزینههای انرژی و تضعیف نهاد دولت، هشدار میدهد که مشکلات ساختاری و انباشته داخلی میتوانند بیش از فشارهای خارجی اقتصاد کشور را در معرض خطر قرار دهند.
همت قلیزاده، کارشناس اقتصاد انرژی، با انتقاد از سیاستهای اقتصادی و انرژی در دهههای گذشته، معتقد است ادامه روند کنونی میتواند اقتصاد ایران را به بنبست برساند. او با اشاره به تجربه اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها، افزایش هزینهها و کاهش مصرف مردم، تأکید میکند که ارزیابی سیاستهای انرژی باید با توجه به نتایج واقعی آنها انجام شود، نه صرفاً بر اساس محاسباتی که از وجود یارانههای پنهان حکایت دارند.
قلیزاده در عین حال، تضعیف نهاد دولت، تداوم تورم دورقمی و کاهش شایستهسالاری را از جمله مشکلاتی میداند که به باور او، خطرهایی جدیتر از تهدیدهای خارجی برای کشور ایجاد کردهاند.
این کارشناس اقتصاد انرژی با انتقاد از سیاستهای اجراشده در حوزه انرژی، قانون هدفمندسازی یارانهها را یکی از مسائل جدی اقتصاد ایران میداند. به گفته او، از زمان اجرای این قانون در آذرماه ۱۳۸۹ تا شهریورماه ۱۴۰۵، تجربهای طولانی از اجرای این سیاست به دست آمده، اما نشانههای روشنی از بهبود وضعیت مشاهده نمیشود.
قلیزاده معتقد است افزایش هزینهها در کنار کاهش مصرف مردم، ضرورت بازنگری در سیاستهای انرژی را نشان میدهد. از نگاه او، نمیتوان صرفاً با استناد به افزایش قیمت حاملهای انرژی یا محاسبات مربوط به یارانهها، از موفقیت سیاستهای اجراشده سخن گفت؛ بلکه باید بررسی کرد که این سیاستها چه تأثیری بر زندگی مردم و وضعیت کلی اقتصاد گذاشتهاند.
او همچنین با انتقاد از کاربرد اصطلاح «یارانه پنهان انرژی» میگوید این تعبیر لزوماً بازتابدهنده واقعیت هزینههای تولید نیست. به اعتقاد او، اگر کالایی با هزینه ۱۰۰ تومان تولید شود و ۸۰ تومان به فروش برسد و ۲۰ تومان باقیمانده از محل بودجه تأمین شود، میتوان از پرداخت یارانه سخن گفت؛ اما قلیزاده معتقد است در مورد بنزین، چنین محاسبهای با واقعیت هزینههای تولید همخوانی ندارد.
او هزینه تولید بنزین با احتساب حمل تا جایگاه را حدود پنج هزار تومان اعلام میکند و بر همین اساس، پرداخت یارانه به این شکل را زیر سؤال میبرد.
سود پالایشگاهها و نقش قیمت جهانی نفت
قلیزاده در ادامه، به افزایش سود پالایشگاهها اشاره میکند و میگوید این افزایش لزوماً ناشی از رشد تولید نبوده است. به گفته او، برخی پالایشگاهها در گزارشهای خود افزایش سود را به رشد قیمت جهانی نفت و نوسانات نرخ ارز نسبت دادهاند؛ در حالی که به ادعای او، میزان خوراک مصرفی آنها تغییر قابلتوجهی نداشته است.
او با اشاره به نمونه پالایشگاه تبریز، معتقد است افزایش سود بنگاههای فعال در صنعت انرژی را باید با توجه به عوامل مؤثر بر قیمتها و نرخ ارز تحلیل کرد. از نگاه این کارشناس، صرف مشاهده سودهای بالاتر نمیتواند بهتنهایی نشانه افزایش بهرهوری یا بهبود عملکرد تولیدی باشد.
بخش دیگری از انتقادات قلیزاده به وضعیت نهاد دولت و جایگاه کارکنان آن در جامعه مربوط است. او معتقد است سالها بدگویی از دولت و کارمندانش به تضعیف جایگاه این نهاد انجامیده و حتی نگاه عمومی به کارکنان دولت را تغییر داده است.
به باور او، دولتها برای اداره کشور به نیروهای متخصص و شایسته نیاز دارند، اما تضعیف نهاد دولت و کاهش اعتبار کارکنان آن میتواند ظرفیت حکمرانی را محدود کند. قلیزاده در همین چارچوب، تداوم تورم دورقمی و آنچه «مرگ شایستهسالاری» میخواند را از نشانههای بحران انباشته در اقتصاد ایران میداند.
او تأکید میکند که واقعیت اقتصادی کشور را نباید فقط در تهران جستوجو کرد؛ بلکه وضعیت زندگی مردم در روستاها، مناطق شرقی و غربی و نواحی مرزی نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد. از نگاه او، از دست رفتن اعتماد و همراهی این بخشهای جامعه میتواند پیامدهایی جدی برای کشور داشته باشد.
هشدار درباره رسیدن دلار به یک میلیون تومان
قلیزاده در پایان، نسبت به ادامه روندهای کنونی هشدار میدهد و پیشبینی میکند که در صورت اصلاحنشدن سیاستها، نرخ دلار ممکن است به یک میلیون تومان برسد. این رقم، پیشبینی او از پیامد تداوم وضعیت موجود است و تحقق آن به عوامل و تحولات اقتصادی آینده بستگی دارد.
او معتقد است اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته که اصلاح سیاستهای داخلی و بازنگری در شیوه اداره کشور اهمیت فوری دارد. قلیزاده با تشبیه وضعیت کنونی به خودرویی که با سرعت به سمت دیوار حرکت میکند، بر ضرورت توقف روندهای خطرناک تأکید میکند.
از نگاه این کارشناس، فشارهای خارجی بهتنهایی توضیحدهنده مشکلات اقتصاد ایران نیستند؛ بلکه سیاستهای داخلی، ضعف در حکمرانی اقتصادی، تورم مزمن و مسائل مربوط به مدیریت منابع نیز در شکلگیری وضعیت کنونی نقش دارند. او هشدار میدهد که نادیدهگرفتن این مشکلات میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد و جامعه به همراه داشته باشد.