اقتصاد۲۴- اتفاق بنزینی کرمان - اعلام بنزین ۸۷ هزار تومانی به ازای هر لیتر (فوب خلیج فارس) و سپس لغو آن - دوباره دو نگاه متفاوت و بعضا متضاد را در کنار هم قرار داد. از یک طرف نگاه بازار آزادی به اتفاق - که آن را در یادداشت آقای پهلوان سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد - بود و از طرف دیگر نگاه تقریبا به اصطلاح چپ یا نهادگرا بود که لایههایی از آن را میتوان در گزارش دیروز روزنامه کیهان دید.
این دو نگاه به رغم زاویه ۱۸۰ درجهای که با هم داشتند و دارند در یک محور مشترک بودند و آن " ندیدن وضعیت موجود " ایران است. یعنی هر دو نگاه خیلی راحت و آرام از وضعیت جنگی ایران - محاصره و تحریم - رد شدند. انگار نه انگار که ایران درگیر یک جنگ تمام عیار است و این اتفاق را در چارچوبی تحلیل کردند که گویی هیچ فشار داخلی و بیرونی بر ایران وارد نیست! از یک سو آقای پهلوان خواهان آزاد شدن همه عوامل بازار است تا قیمت مصرف کننده و قیمت تولید کننده در یک جا همدیگر را قطع کنند - انگار شرایط ایران جنگی نیست - و از سوی دیگر نگاههای چپ دغدغه مصرف کنندگان به ویژه مصرف کنندگان تهی دست را دارند و دستورالعملهای فضایی را طرح کردند - مثل جلوگیری از قاچاق سوخت و یا عرصه سی ان جی و یا واردات خودرو کم مصرف بدون نیاز به یورو و دلار! دستورالعملهایی که سالیان سال است متولیان ایران پیگیر آن هستند و اصلا هم حل نشده است و با این شرایط بعید است حل شود؛ به ویژه قاچاق سوخت. در کنار این دو نگاه، نگاه دولتی هم است که آقای سقاب اصفهانی طرح کرده که پیش از آنکه راه حل باشد نشان میدهد که دولت بدجور در موضوع بنزین گیر افتاده است و به سختی میتواند از آن عبور کند.
بنزین در واقع در شرایط فعلی ایران یکی از مشکلاتی است که سر باز کرده و تقریبا هم خیلی دیر این زخم باز شد و دولت به فکر حل آن افتاد. این زخم باید در همان ابتدای جنگ باز میشد، اما دولت به هر تدبیری بود آن را به تاخیر انداخت. ایران با این شرایط بعد از بنزین با زخمهای دیگری روبهرو خواهد شد: مثل برق، گاز در زمستان، آب و نیز مواد خوراکی که در اینجا نمیتوان به جزییات آن پرداخت. همه این موارد را با توجه به شرایط فعلی ایران - که دوباره طرح میکنم، تحریم و محاصره است - نه میتوان با فرمول بازار آزاد حل کرد و نه با سرپوش گذاشتن بر بی کفایتی مسئولان و راه حلهای چپ گرایانه.
اقتصاددانان ایرانی در حالی به راه حلهای لیبرالی میپردازند و آن را طرح میکنند که در واقع نزدیک به دو دهه است نقدهای بسیار جانانهای بر اندیشههای لیبرالی که ماحصل آن دو قطبی سازی سیاسی در آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان شده است میشود. در واقع از دل همین نقدها است که شاهد روی کار آمدن جناح چپ در حزب دموکرات آمریکا - که برخی در ایران به غلط آنها را پوپولیست مینامند، هستیم. اما متاسفانه این دستورالعملهای لیبرالهای ایرانی در حالی صادر میشود که گویی در دهه ۱۹۶۰ ماندهاند و حتی سعی نکردهاند نگاه خود را با شرایط موجود ایران وفق دهند.
بیشتر بخوانید:سه فوریت برای نجات اقتصاد؛ نسخه درمان یا اعلام وضعیت قرمز؟/ اعترافی دیرهنگام به بحران معیشت
اما در کنار این اتفاق و تحلیل، یک سوال را میتوان از لیبرالهای مانده در دهه ۱۹۶۰ میلادی که خواهان آزاد سازی همه عوامل اقتصادی هستند پرسید و آن این است که چرا حتی سیاست اقتصادی درست، وقتی وارد یک ساختار نهادی و فرهنگی مشخص میشود، ممکن است نتیجهی متفاوتی بدهد؟ در اوایل سال ۲۰۰۰ سمپوزیومی در دانشگاه هاروارد برگزار شد که بانیان آن ساموئل هانتینگتون و لارنس هاریسون بودند. سوال این سمپوزیوم این بود که " بسیار خوب، سیاستهای اقتصادی نقش مهمی در توسعه یا عدم توسعه دارند، اما چرا به رغم سیاستهای اقتصادی بازار آزاد در کشورهایی مانند آرژانتین، مکزیک و برخی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین ریخته شد، چرا این سیاستها شکست خوردند و توسعه نیافتند؟ " نتیجه آن کتابی شد تحت عنوان " فرهنگ هم مهم است ". در این کتاب به طور مشخص نقش " فرهنگ " را در توسعه یافتگی یا عدم توسعه نیافتگی کشورها تببین کردند و نشان دادند که فرهنگ چه فاکتور مهمی در توسعه یافتگی است و چه مانع یا سد بزرگی را در برابر توسعه یافتگی میتواند ایجاد کند. این نگاهی است که متاسفانه در ایران مغفول مانده است. شاید همین عوامل فرهنگی بودند که سبب شد برنامه توسعه سوم ادامه نیابد در حالی که به خوبی پیش میرفت و به گفته دوست و دشمن، اقتصاد ایران در آن موقع بهترین رشد، کمترین میانگین نرخ تورم و بهترین رابطه تعاملی را با جهان برقرار کرده بود. در واقع آن دوران، سیاست افزایش قیمت بنزین به گونهای اجرا شد که اعتماد مردم به دولت خدشه دار نشد. اما در شرایط فعلی که ایران با آمریکا در جنگ و محاصره و تحریم است افزایش قیمت بنزین میتواند تبعات منفی که برآیند آن جهش شدید تورمی است را بدنبال داشته باشد.
متاسفانه در ایران، راه حلهایی که داده میشود عموما بدون در نظر گرفتن سنتها، روشها و فاکتورهای فرهنگی است که در وقت خود باید به آن پرداخت. اما در حال حاضر، اقتصاد ایران نیاز به آرامش دارد، نیاز به این دارد که از حالت " نه جنگ نه صلح " درآید و تعامل مناسبی با جهان برقرار کند. راه حلهای لیبرال گرایانه و یا چپ گرایانه را باید در شرایط عادی مورد بررسی قرار داد. این راه حلها در این شرایط بیش از آنکه گذاری از شرایط موجود باشد اقتصاد را بیشتر با بحران مواجه میسازد. به نظر فعلا اولویت اول ایران، خروج از این شرایط است. تا زمانی که اقتصاد ایران در وضعیت تحریم، نااطمینانی و تنش خارجی قرار دارد، مسئله فقط انتخاب میان سیاستهای "لیبرالی "و "چپگرایانه "نیست؛ مسئله این است که اساساً چه نوع سیاستی با ظرفیت اجرایی، منابع ارزی، انتظارات مردم و محدودیتهای خارجی موجود سازگار است. مهم این است که سیاستمداران راه حل برون از این شرایط را بدهند تا بعد به سیاست گذاریهای اقتصادی پرداخته شود.