اقتصاد۲۴- سایه جنگ سنگینتر از هفتههای اخیر بر سر کشور افتاده و سناریوی آغاز مجدد درگیری نظامی میان ایران و آمریکا بار دیگر جدی به نظر میرسد. همزمان با چرخشهای ناگهانی در مواضع واشنگتن و گمانهزنیها درباره تصمیمات ناگهانی کاخ سفید، بازارهای جهانی انرژی و محافل دیپلماتیک با حساسیت مضاعف تحرکات جبهه مقابل را زیر نظر گرفتهاند. تازهترین خبرها، تحولات و تحلیلها حاکی از آن است که اگرچه ادبیات تهدید به اوج خود رسیده، اما متغیرهای پیچیدهای در صحنه میدان وجود دارد که معادله ورود به یک جنگ همهجانبه را پیچیده میکند.
نگاهی به اظهارات مقامات آمریکایی و بهویژه دونالد ترامپ در روزهای اخیر، ابعاد تازهای به فضای متشنج فعلی میدهد. او در پاسخ به پرسشهای رسانهای درباره برنامه کاری و تصمیمات آتی خود، با لحنی مبهم، اما پیامدار مدعی شد که امکان رخ دادن اتفاقی بزرگ در قبال ایران وجود دارد و همزمان اشاره کرد که واشنگتن گزینههای متعددی را در نظر دارد. به گزارش فاکس نیوز، دونالد ترامپ در یک گفتوگوی مستقیم اعلام کرده که آمریکا در مواجهه با تهران سه راه دارد؛ فشار حداکثری برای فروپاشی اقتصادی، پیگیری یک توافق تازه، یا اقدام مستقیم. او با طرح این ادعا که زمان و نحوه کنش واشنگتن در دست بررسی است، هشدار داد که تهران باید محاسبات خود را با دقت انجام دهد.
در همین حال، تحرکات دیپلماتیک و لژستیکی آمریکا نیز نشانههایی از وضعیت فوقالعاده را منعکس میکند. نشریه ایندیپندنت با اشاره به بازگشت غیرمنتظره ترامپ از کمپ دیوید به کاخ سفید، گزارش داد که هشدارهای امنیتی به مراکز و نمایندگیهای ایالات متحده در منطقه افزایش یافته است. با این حال، تحلیلگران همین رسانهها به نظرسنجیهای اخیر اشاره میکنند که بر اساس آن بیش از هفتاد درصد از افکار عمومی آمریکا معتقدند استراتژی روشنی برای ورود به یک نبرد تازه و مدیریت تبعات اقتصادی آن وجود ندارد.
در میان تحلیلهای متناقض درباره زمانبندی حمله احتمالی، تحرکات میدانی در پایگاههای منطقهای ایالات متحده به عنوان کلیدیترین شاخص ارزیابی ریسک در نظر گرفته میشوند. گزارشهای تخصصی حوزه دفاعی و ارزیابیهای صورتگرفته روی پایگاه هوایی العدید در قطر نشان میدهد که هنوز شواهدی از جابهجایی یا خروج تانکرهای سوخترسان غولپیکر آمریکایی مشاهده نشده است.
بیشتر بخوانید: محسن رضایی با یک هشدار مهم آمد؛ «کاملاً برای جنگ سرنوشتساز آمادهایم»
از آنجا که نزدیک به بیست درصد از توان سوخترسانی هوایی ناوگان ایالات متحده در این پایگاه استقرار یافته، عدم خروج این تجهیزات استراتژیک نقطه عطفی در تحلیلها به شمار میرود. ارزیابیهای کارشناسی حاکی از آن است که آغاز هرگونه عملیات نظامی گسترده بدون پراکندهسازی و تخلیه این داراییهای گرانقیمت بعید به نظر میرسد، چرا که در صورت پاسخ متقابل ایران، این پایگاه و تجهیزات مستقر در آن در تیررس مستقیم قرار خواهند گرفت. حفظ این ناوگان در قطر نشان میدهد که اگرچه آمادگی نظامی در سطح بالا نگه داشته شده، اما هنوز تصمیم نهایی برای آغاز درگیری عملیاتی اتخاذ نشده است.
در سمت مقابل، مواضع رسمی و تحرکات ساختار دفاعی ایران نشاندهنده آمادگی کامل برای پاسخگویی به هرگونه ماجراجویی است. بر اساس گزارش نیویورک تایمز و ارزیابیهای مؤسسه مطالعات جنگ، در تهران ارزیابیهای فشردهای درباره رفتار دشمن در جریان است و تمام سناریوهای ممکن روی میز قرار دارد. تحلیلگران بینالمللی تاکید میکنند که ساختار دفاعی ایران استراتژی خود را بر پایه ایجاد بازدارندگی قاطع و تحمیل هزینههای سنگین به طرف مقابل تنظیم کرده است.
پیامهای صادرشده از سوی مسئولان نظامی ایران صریح و ناظر بر پاسخ بیدرنگ به هرگونه تجاوز است. هشدار رسمی تهران این است که هر خطای محاسباتی با پاسخی پیوسته و بدون محدودیت در جغرافیا روبهرو خواهد شد و منافع و پایگاههای طرف مقابل را هدف قرار خواهد داد. تجارب اخیر در خلیج فارس و ناامنی در شریانهای اصلی انتقال انرژی اثبات کرده است که توان بازدارندگی ایران میتواند هزینههای غیرقابل جبرانی را بر بازار جهانی نفت و اقتصاد بینالملل وارد کند.
نگاهی به بازتاب این بحران در مطبوعات و اندیشکدههای برجسته بینالمللی، زوایای مغفول مانده این تقابل را روشنتر میکند.
روزنامه گاردین در تحلیلی جامع تاکید دارد که واشنگتن در یک تنگنای استراتژیک گرفتار شده است؛ زیرا ورود به یک نبرد جدید موجب جهش ناگهانی قیمت نفت و بحران در بازار داخلی آمریکا خواهد شد و از سوی دیگر، عقبنشینی بدون دستاورد ملموس، چالشهای سیاسی جدی برای کاخ سفید ایجاد میکند.
خبرگزاری بلومبرگ با بررسی آخرین وضعیت خطوط دریانوردی در خلیج عمان و عملکرد سنتکام، گزارش داده که بازار جهانی انرژی کشش پذیرش یک شوک جدید را ندارد و افزایش چشمگیر هزینه بیمه نفتکشها، فشارهای مضاعفی بر خریداران بینالمللی وارد کرده است.
همچنین گزارشهای منتشرشده از سوی اندیشکدههای آمریکایی نظیر انترپرایز و مؤسسه مطالعات جنگ معتقدند که هدف اصلی تهران، تثبیت معادله بازدارندگی و افزایش هزینه تصمیمگیری برای واشنگتن است؛ رفتاری که نشان میدهد ریسک تصادم ناخواسته همچنان بالا است، اما طرفین با آگاهی از تبعات سنگین آن حرکت میکنند.
با ارزیابی مجموعه دادههای میدانی و مواضع اعلامشده، میتوان نتیجه گرفت که اگرچه فضای رسانهای از احتمال بالای وقوع جنگ خبر میدهد، اما محاسبات پیچیده لژستیکی و پیامدهای خانمانسوز اقتصادی مانعی بزرگ در مسیر آغاز یک نبرد همهجانبه است. عدم تخلیه پایگاههای حساس منطقهای، وضعیت بیثبات بازارهای انرژی و عدم تمایل افکار عمومی بینالمللی به یک درگیری تازه، ریسک تصمیمگیری را برای آمریکا بسیار بالا برده است.
در مقابل، قاطعیت ایران در ایجاد بازدارندگی و تاکید بر پاسخ متقابل، کفه ترازو را به سمت پرهیز از ماجراجویی سنگینتر میکند. روزهای آینده مشخص خواهد کرد که آیا ادبیات تند سیاسی تنها ابزاری برای فشار روانشناختی بوده یا منطقه باید خود را برای یک رویداد تعیینکننده آماده کند.